جستارهایی درباره‌ی زن
جستارهایی درباره‌ی زن
جستارهایی درباره‌ی زن

کتاب جستارهایی درباره‌ی زن

۴۰,۰۰۰ تومان

شابک ‏‫9786003677531
موضوع اصلی علوم انسانی
موضوع فرعی فلسفه
نویسنده سوزان سانتاگ
مترجم  آذر جوادزاده
سال انتشار 1400
نوبت چاپ 2
قطع کتاب  پالتویی
جلد کتاب شومیز
تعداد صفحه 104

جستارهایی درباره‌ی زن

نوشته‌ی سوزان سانتاگ 

ترجمه‌ی آذر جوادزاده

چهار جستار در باره‌ی زن به جای طرح راه‌حل‌های پیچیده برای زنان، پرسش‌های ساده‌ای مطرح می‌کند و جهان زنان را در مسیر خیزش برای تغییر و دگرگونی قرار می‌دهد.

مجموعه‌ی استخوان‌های روح دفترهایی‌ست در باب فلسفه و نظریه‌ی مدرن. استخوان‌های روح سر آن دارد تا بازنمایی تحلیلی و دقیقی از جریان‌ها و جنبش‌های فلسفی و نظری معاصر به‌دست دهد.

آنچه در «جستارهایی درباره‌ی زن» انتظارتان را می‌کشد:

مقاله‌ی اول، استاندارد دوگانه‌ی پیرشدن، به بررسی قاعده‌ی استاندارد دوگانه‌ی پیرشدن پرداخته که به‌تفصیل، فضای متفاوت و ساختار ذهنی دیدگاه‌های زنانه و مردانه و نیز کل جامعه را تحلیل کرده وبه نقش زنان در فرایند تغییر دیدگاه‌ها تأکید می‌کند.

مقاله‌ی دوم، جهان سوم زنان، پرسش‌وپاسخی است که مجله‌ی پارتیزان برای سوزان سانتاگ و دیگر زنان فمینیست معاصر، همچون سیمون دوبوار ترتیب داده است. در این مصاحبه سانتاگ به‌صراحت از وضعیت زنان در جامعه و جایگاه آن‌ها در روند مبارزه برای به‌دست‌آوردن آزادی و پیشرفت صحبت می‌کند.

مقاله‌ی سوم، زیبایی زن، منشأ ذلت یا منبع قدرت، بسیار کوتاه و موجز درباره‌ی زیبایی زن از منظر دیدگاه‌های یونانی و مسیحی به تحلیل پرداخته و از زیبایی زن به‌عنوان ابزاری برای ارج‌نهادن یا فروکاست زنان صحبت می‌کند.

مقاله‌ی چهارم، زیبایی چگونه در آینده متحول خواهد شد، نیز از تحولات در امر زیبادیدن، پرداختن به زیبایی و تلاش برای زیباتر دیده‌شدن می‌گوید؛ همچنان که روندها و گرایش‌ها به‌سمت تغییر دیدگاه‌ها، تغییر سلیقه‌ها و تعمیم زیبایی زن در جهت دگرگونی، تعدیل و شمولیت جامعه حرکت می‌کند.

چرا باید «جستارهایی درباره‌ی زن» را خواند:

سوزان سانتاگ در چهار جُستار که به‌طور جداگانه و مستقل درباره‌ی موضوع زن نوشته، نقد خود را استادانه از جامعه، تاریخ و جایگاهِ- متأثر از قضاوت محیط پیرامون و گاه خودخواسته‌ی- زن بیان می‌کند. سانتاگ که با نگارش آثاری چون علیه تفسیر، درباره‌ی عکاسی، تماشای رنج دیگران، در آمریکا، دوست‌دار آتشفشان، سفرنامه‌ها از جنگ ویتنام و سارایوو و بسیاری آثار دیگر از جمله مهم‌ترین نویسندگان منتقد آمریکا و چهره‌ای جهانی و مشهور به‌شمار می‌آید، این‌بار در جستارهایش منزلت و نقش زنان را به چالش می‌کشد و آن‌ها را فارغ از الگوهای مردانه و تقبیح جامعه با خودِ واقعی، ظرفیت‌های نهفته و شکوفانشده‌ی زن مقایسه می‌کند.

آذر جوادزاده؛ مترجم «جستارهایی درباره‌ی زن» درباره‌ی این اثر نوشته است:

متأسفانه امروز می‌بینیم که هیچ وفاقی درباره‌ی مرز فمینیست‌بودن و الگوی قوی‌بودن مردانه وجود ندارد. فمینیسم به معنای افراط و اغراق در به‌دست‌آوردن حق زن نیست. فمینیسم فراتر از آن، به معنای توجه به ویژگی‌های انسانی، دوستی و صلح مرد و زن با یکدیگر و نیز با جهان هستی است. فمینیسم تلاش برای تمرین مدارا، رواداری و احترام متقابل بوده و این از وظایف هر دو جنس مرد و زن است. حتی همدردی مردان برای ظلم به زنان در لایه‌های زیرین تفکر مردانه، نوعی برتری‌جویی و تفوق است که خلأ این برتری‌طلبی با اشارات تأیید زنان پر می‌شود. این یک تله و رابطه‌ی فریبنده است که خود ما زنان به آن دامن می‌زنیم و آتش نابرابری را شعله‌ور نگاه می‌داریم.

اقبال تاریخی‌زیستی مردان در قیاس با شکوه شکننده و مشروط زنان فقط هجمه‌ی تاریک روزگار ما را نمایان می‌کند و مسئولیتی برای کشف و تغییر به‌سمت روشنا را برای همگان و به‌ویژه، به‌عهده‌ی زنان می‌گذارد. رومن رولان در کتاب بی‌بدیل جان شیفته  می‌گوید: «آنجا که جهش مقاومت نیست، چیزی هم نیست که از دست برود.» آری… به‌درستی آنچه کم است، زندگی است. آنچه کم است، میل به تغییر و لزوم جهش‌هایی از جنس خودآگاهی و دگرگونی است؛ چنان‌که رزا لوکزامبورگ، فعال و مبارز اجتماعی، گفته: «آن که از جای خود نجنبد، زنجیرهایش را حس نمی‌کند.» امید است آشنایی با این دیدگاه‌ها گشایشی در مسیر میل به خودآگاهی، عدالت‌طلبی و خوش‌احوالی باشد.

درباره‌ی نویسنده:

سوزان سانتاگ نویسنده، نظریه‌پرداز ادبی و فعال سیاسی آمریکایی بود. مقالات و سخنرانی‌های او گاهی مورد انتقاد واقع می‌شدند. مجله نقد کتاب نیویورک او را «یکی از با نفوذترین منقدان نسل خود» نامید.

سانتاگ نویسنده‌ای بود دائما معترض و همواره سیاست‌های ایالات متحده را به چالش می‌کشید. او مخالف جنگ ویتنام بود و حتی بنای آمریکا را بر پایه نسل‌کشی می‌دانست. سوزان گاهی در سیاست سراپا احساس بود و خشم و مروج ناامیدی و غم. سخنان سیاسی‌اش گاهی چندان مبنای عقلایی نداشت و تنها به کار تخلیه‌ی یک خشم عصیان‌گر می‌آمد. هرچند سانتاگ چپ بود و از انقلاب‌های مارکسیستی هم دفاع می‌کرد، این‌گونه نبود که همواره مدافع مارکسیست‌ها باشد. برای نمونه در سال ۱۹۸۲ در جلسه‌ای در تالار شهر نیویورک برای اعتراض به سرکوب جنبش مقاومت لهستان اعلام کرد که «کمونیسم همان فاشیسم است و فقط ظاهری انسانی دارد.» او همیشه منتقد چپ‌هایی بود که همواره در برابر جنایات استالین و آدم‌کشی‌های آن نظام سکوت می‌کردند.

اولین کتابی که سانتاگ را به سوی خود کشید و تاثیرات فراوانی بر او گذاشت، کتاب ماری کوری بود. خود سانتاگ درباره‌ی این مواجهه گفته است: «وقتی تقریبا شش‌ساله بودم، زندگینامه‌ی مادام کوری را به قلم دخترش، ایو کوری، خواندم. اول خیال کردم شیمی‌دان بشوم. سپس مدتی طولانی، یعنی بیش‌تر دوران کودکی‌ام، می‌خواستم فیزیک‌دان شوم. اما ادبیات مرا در خود غرق کرد. آن چه در واقع دلم می‌خواست، تجربه‌ی گونه‌های مختلف زندگی بود و به نظر می‌رسد زندگی یک نویسنده همه‌ی این‌ها را در خود داشته باشد.. با کتاب انگار در آینه راه می‌رفتم. همه جا می‌توانستم بروم. هر کتاب دری بود به تمامیت یک قلمرو.»

سانتاگ بیش از ۱۷ کتاب نوشته است. او که منتقد جدی نظام سرمایه‌داری و آمریکا بود، در خود آمریکا شهرت بسیار پیدا کرد و آثارش انتشار یافت و محترم شمرده شد. سوزان سانتاگ روز سه‌شنبه ۲۸ دسامبر در مرکز ضد سرطان مموریال اسلون کترینگ شهر نیویورک در ۷۱سالگی درگذشت.

گزیده ای از  جستارهایی درباره‌ی زن:

که مرد گرایش به تغییر قیافه‌اش ندارد و دوست دارد همان‌گونه که هست، واقعی به‌نظر برسد. مرد با صورت واقعی‌اش زندگی می‌کند و این صورت، حاکی از تمامی صحنه‌های پیشرفت یا پس‌رفت در زندگی‌اش است؛ دقیقاً ازآن‌رو که صورت مرد دستکاری نمی‌شود و در هماهنگی کامل با بدنش است. جذابیت مردان با حس قوه‌ی مردانه و انرژی‌ای که به دیگران می‌دهند، قضاوت می‌شود.

برعکس، صورت زن بالقوه از بدنش جداست و سیر طبیعی ندارد. صورت زن پرده‌‌ی نقاشی است و زن پرتره‌ی خود را در آن تجدیدنظر، اصلاح و تکمیل می‌کند. ازجمله قوانین خلق چنین پرتره‌ای این است که صورت آن چیزی را که او نمی‌خواهد نمایش بدهد، نشان نمی‌دهد. صورت او تمثیل، نشان، علامت و پرچم است. نحوه‌ی مرتب‌کردن مو، نوع آرایشی که استفاده می‌کند و کیفیت رنگ چهره، تمام این نشانه‌ها چیزی نیست که او واقعاً دوست دارد؛ اما رفتاری است که با درخواست دیگران (به‌خصوص مردان) تعیین می‌شود. مردان جایگاه او را همچون ابژه تعیین می‌کنند.

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کتاب جستارهایی درباره‌ی زن”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ناحیه کاربری