کارلوس روئیث ثافون چهار راهیست که اصلی‌ترین مسیرهای ادبیات جهان به آن ورود پیدا می‌کنند. او از یک سو وارث دیکنز است؛ روایتگری چیره‌دست با افکار عمیق انسانی. مهم‌ترین اثر او «مجموعه‌ی چهار جلدی گورستان کتاب‌های فراموش شده» است. رُمان پر صفحه‌ی سایه‌ی باد نخستین جلد از این مجموعه‌ی چهارگانه است که با انتشارش خیلی زود مرزهای سراسر جهان را درنوردید. شخصیت اصلی و راوی داستان فرزند ده ساله‌ی یک کتاب فروش که تخصص و شهرتی ویژه در خرید و فروش کتاب های دست دوم دارد. همه چیز از سپیدۀ صبحی آغاز می شود که دانیِل با هراس از خواب بیدار می شود و فریاد می زند که چهرۀ مادرش را دیگر به خاطر نمی آورد. پدرش با شتاب خود را به او می رساند و می گوید که اگر آرام باشد رازی عجیب را در دل شهر بارسلون برای او فاش می سازد و سپس در همان روشنایی نیم‌بند سپیده دم، دانیِل را از کوچه پس کوچه های کهن شهر قدیم بارسلون عبور می دهد و به کاخی عظیم و اسرار آمیز راهنمایی می کند که تنها تعدادی از کتاب فروشان قدیمی شهر بارسلون از وجود آن آگاهند. فضایی که آن را گورستان کتاب های فراموش شده می نامند

——————————————————————————————–

:برشی از رمان

به‌خوبی به یاد می‌آورم که در سپیده‌دم آن صبح تابستانی در ماه ژوئن ناگهان جیغ‌زنان از خواب پریدم. قلبم با چنان شدتی سینه‌ام را می‌کوفت درست مثل این‌که می‌ترسید روح از جسمم جدا شده و شتابان در حال پایین رفتن از راه‌پله‌ها باشد. پدرم هراسان خود را به اتاق رساند، من را در آغوش گرفت و سعی‌ کرد آرامم کند و من، نفس‌نفس‌زنان، پیوسته زیر لب تکرار می‌کردم: «صورتش یادم نمی‌آد. صورت مامان یادم نمی‌آد»
پدرم حلقه‌ی آغوشش را تنگ‌تر کرد و گفت: «نگران نباش دانیِل! نگران نباش! من به‌جای هر دومون به یاد می‌آرم»

****سایه ی باد
****کارلوس روئیث ثافون
****ترجمه‌ی علی صنعوی

ناحیه کاربری