عبور از زنانه نویسی
عباس پرورده؛
مجموعه داستان کشتن به سبک خانگی، پنجمین کتاب افسانه احمدی است که به تازگی از سوی انتشارات نیماژ وارد بازار شده است. این مجموعه شامل ۹ داستان کوتاه است که اگرچه چندان با یکدیگر قرابت موضوعی ندارند، اما به لحاظ سبک روایت و فضای داستانی تصویرپردازانه که نویسنده با عبارات برگرفته از ادبیات روز ایجاد کرده، در یک خط مستقیم دیده می شوند. این روایت ها اگرچه از ذهن یک زن نویسنده حاصل آمده، اما تصور کلیشه ای زنانه نویسی را القاء نمی کند. تصوراتی که ریشه در اعتراض های ادبی فمینیستی دهه ۱۹۲۰ تا ۱۹۶۰ میلادی در غرب دارند و در نوشته های نویسندگان زن ایرانی دیده می شود. در کشتن به سبک خانگی نویسنده حتی پا فراتر نهاده و در چند داستان از جمله کاشف مویرگ ها، گریه در دالان های تاریک و زیستن به سبک خانگی به بازگویی روایت هایی مردانه می پردازد.
اگر از منظر “نقد معطوف به خواننده” کشتن به سبک خانگی را بررسی کنیم، داستان ها با یکدیگر تفاوت هایی در جذابیت و درک منظور نویسنده دارند. این تفاوت ها گاهی بسیار فاحش هستند که چند دلیل می توان برای آن ارائه کرد. نخست آنکه مجموعه داستان حول یک موضوع خاص یا یک ایده مشترک نوشته نشده و از یک ایده داستانی یا روایی واحد پیروی نمی کنند. همین تشتت در ایده پرازی مضامین، تا حدی در نگارش و عبارت پردازی و سبک های داستانی هم به چشم می خورد. اگرچه نویسنده در همه داستان ها تلاش کرده از حداکثر تصویرپردازی برای روایت استفاده کند، اما این تصویرپردازی در برخی داستان ها موفق بوده و در برخی دیگر به دلیل استفاده فشرده و کمی نارسا از سبک جریان سیال ذهن ضعیف می نماید. سه داستان “ژولی و ژولیا”، “کاشف مویرگ ها” و “زیستن به سبک خانگی” با عبارات تصویرپردازانه متصل به محور داستان، روایت هایی با قابلیت برقراری ارتباط زیاد با مخاطب هستند که جمله های فلسفی که نویسنده در آن گنجانده، بر جذابیت داستان افزوده است
اما برخی داستان های دیگر مجموعه، از جمله “تومور بدخیم عاشقی” به خاطر عدم انسجام در پیرنگ روایت، کمی سردرگمی ایجاد می کنند، اگرچه به نظر می رسد نویسنده نیز در قید پیرنگ نبوده و در صدد بیان گفتگوهای ذهنی خود است
دیگر نقطه اشتراک مجموعه، سبک غالب روایتگری “اول شخص مفرد” در همه داستان ها است. در همه مجموعه، به جز داستان “آخرین طرح آقای کاف”، یک راوی اول شخص به توصیف ماجراها می پردازد، و شخصیت های دیگر داستان در گیومه حرف می زنند. اما چند داستان مجموعه که چندان مقید به پیرنگ و دیگر آداب و تشریفات داستان نویسی نیستند، به نظر می رسد به گونه ای تبلور گفتگوهای ذهنی و عقاید فلسفی نویسنده در باره برخی وقایع باشند که با زبان استعاره و ایهام در مجموعه داستان کنار هم قرار گرفته و داستان “کشتن به سبک خانگی” که کوتاه ترین داستان مجموعه هم هست، از شاخص ترین اینگونه روایت های نمادین ذهنی است که برخلاف بسیاری مجموعه های داستان کوتاه که به عنوان اولین داستان قرار می گیرد، در جای آخرین داستان نشسته که البته آسیبی به چیدمان مجموعه محسوب نمی شود. یکی از مهمترین نظریه پردازان نقد خواننده محور، اگزیستانسیالیست ها هستند. از نظر نقد خواننده محور، این مخاطب است که اختیار دارد چه فهمی از اثر نویسنده داشتته باشد و کشتن به سبک خانگی این مزیت را دارد که با ایجاد فضای دیالوگ بین شخصیت های داستانی، امکان برداشت های فردی از اثر برای مخاطب را بوجود آورده است
از نظر “ژان پل سارتر”، اثر ادبی تنها “جنبه ذهنی” La, subjectivite دارد و فقط زمانی که خواننده آن را می خواند، این اثر ذهنی به یک اثر عینی تبدیل می شود. سارتر از نظریه خود نتیجه می گیرد که این خواننده است که آزادی نویسنده را برای نوشتن برمی انگیزد و نویسنده به نوبه خود با عمل نوشتن، آزادی خواننده را برمی انگیزد و خواننده نیز به موازات خواندن اثر ادبی یک نوع خلاقیت در آن ایجاد می کند. نکته جالب نظریه اگزیستانسیایسم و سارتر این است که خواننده نه تنها با آزادی خود به محیط ذهنی نویسنده شکلی عینی می دهد، بلکه به موازات خواندن اثر ادبی، یک نوع خلاقیت در آن ایجاد می کند. بنابراین خواننده اثر عنصری است که در اصل با وجود او آفرینش پدیده ادبی شکل می گیرد و باید اولویت نقد ادبی را به خواننده داد تا هر آنچه که خواننده توقع دارد، از یک اثر ادبی برداشت کند
از منظر “نقد روانکاوانه” نیز کشتن به سبک خانگی قابل تامل است. برای تحلیل رفتار شخصیت های داستانی مجموعه تا حدی می توان از نظریه های روانکاوی و نقد روانکاوانه استفاده کرد. فضای عمومی داستان ها ترکیبی از روابط معمولی آدم ها به دور از ماجراجویی های داستانی یا رمانتیک است. این فضای داستانی در غالب موارد برگرفته از فضاها یا موقعیت های شناخته شده دهه های شصت تا نود شمسی است. آرزوها، تمایلات، نگرانی ها و ناکامی های قهرمانان داستان هم متناسب با فضای داستان و به دور از بلندپروازی یا ماجراجویی های مخاطب پسند است
شخصیت ها در بیشتر روایت های کشتن به سبک خانگی تحت تاثیر ضمیر ناخودآگاه خود قرار دارند و واکنش های رفتاری و کلامی آنها بدون اینکه چندان خود از سرمنشاء آنها خبرداشته باشند، ریشه در برخی اتفاقات زندگی گذشته دارند. بر اساس نظریات مکتب روانکاوی، ناخودآگاه جایگاه کشش های فطری، تمایلات و خاطرات سرکوب شده و بنیادی ترین و ابتدایی ترین بخش از دستگاه روانی انسان است. این نظام، رویدادها را به همان شکلی که واقع می شوند، در خود ثبت کرده اما توان فعلیت بخشی به آنها را ندارد. اما این تمایلات و خاطرات سرکوب شده به شکل رویاها، لغزش های زبانی، فراموشی و گسست های زبانی در رفتار بروز می کنند. به این ترتیب ترس های بی دلیل، وابستگی های عاطفی افراطی، و بیماری های نوروتیک عوارض روانی هستند که ریشه در ناخودآگاه دارند. از این جهت هر یک از شخصیت های داستانی مجموعه به گونه ای بر اساس نظریه روانکاوی قابل بررسی هستند
در داستان “زن که گریه نمی کند”، راوی و شخصیت اصلی داستان یکی هستند و راوی که زن جوانی است، مادرش جوانمرگ شده و او به خاطر وابستگی عاطفی تعارض آمیز به غسال مادرش، با پسر او ازدواج کرده است. در داستان “کاشف مویرگ ها” شخصیت اصلی پسر سی و نه ساله مجردی است که دوران کودکی اش در دهه شصت گذشته و دل در گرو یک عشق پنهان ناکام نوجوانانه دارد و این شکست عشقی پنهان در اعماق ذهن او سال های جوانی اش را با یاس همراه کرده که حتی شهامت بیان آن را هم ندارد. در داستان “توموربدخیم عاشقی”، نویسنده آگاهانه واژه های تومور و بدخیم و عاشقی را ترکیب کرده و شخصیت داستان زنی است که به نظر می رسد در باره عشق شوهرش نسبت به خود دچار وسواس فکری است. “شوهر چهارم” داستان دیگری با روایتگری زنی است که اساسا به شوهر بدگمان است. او از شوهرهای قبلی به خاطر شک های غیرمنطقی متارکه کرده و اکنون در یک کلنجار ذهنی در باره مفهوم شوهر و عشق به سر می برد. در “گریه در دالان های تاریک”، زن جوانی که شوهرش شب کار است، از “تنهایی هراسی” نورتیک رنج می برد و همین زندگی مشترک او را مختل کرده است. او شب ها که همسرش خانه نیست، ناگهان دچار حملات پانیک (وحشت) شده و بی اختیار به خانه همسایه پناه می برد. در داستان “زیستن به سبک خانگی” باز جانمایه داستان یک مشکل روانشناختی است. همسر شخصیت اصلی داستان که راوی هم هست، سال ها پیش خودکشی کرده و مرد در یک جدال میان احساس گناه و توجیه برای فرار از پاسخگویی به فرزندان گیر افتاده و حتی شهامت ازدواج مجدد را پیدا نکرده است. اما آنچه که ناخودآگاه را در پس رفتارهای شخصیت های داستانی قرار می دهد را می توان بر اساس نظریه “ژاک لاکان” تبیین کرد. لاکان که روانکاوی فرانسوی و از پیروان فروید بود، دانش زبانشناسی را برای ارائه نظریه های تبیین خودآگاه با روانکاوی تلفیق کرد و نتیجه گرفت که ناخودآگاه ذهنی از روابط استعاری و کنایی استفاده می کند. به عبارت دیگر حلقه مفقوده چگونگی سازو کار تاثیرگذاری ناخودآگاه در رفتارهای کلامی در نظریات روانکاوی فروید، از سوی لاکان تا حدی معرفی شد و از این جهت گفتگوهای ذهنی که شخصیت های داستانی در این روایات دارند، گونه ای برآمده از ضمیر ناخودآگاه شان است که از ماهیت اصلی آن بی خبرند
روی هم رفته مجموعه داستان کشتن به سبک خانگی با بهره گیری از مولفه های مختلف روانشناختی و توصیف هایی که به شخصیت های روزمره نزدیک هستند، در برقراری ارتباط با مخاطب موفق بوده است. اگرچه در سه داستان کشتن به سبک خانگی و آخرین طرح اقای کاف و تومور بدخیم عاشقی به دلیل کاربرد سبک جریان سیال ذهن در لابلای روایت کمی سردرگمی برای مخاطب ایجاد شده، اما رویهمرفته اثری بدیع و ظرافت پردازانه بشمار می رود

منبع: روزنامه هفت صبح

10 نظر

  1. سفارش تاج گل طبیعی گفت:

    سلام.ممنون .خیلی خوب بود.از دست اندرکاران وبسایت به این خوبی سپاسگزارم

  2. دانلود آهنگ گفت:

    اقا خیلی وبسایتتون عالیه

  3. دانلود موزیک ویدئو گفت:

    عاشق این وبسایت شدم من.عالی هستید
    شما

  4. اقا لینک مطلبو من پیدا نکردم.میشه راهنماییم کنید؟

  5. خسته نباشید مرسی به خاطر این مطالب مفید

  6. سلام.وبسایت جامعی دارید.ممنون

  7. بهترین وبسایتی که تاحالا دیدم.ازتون متشکرم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ناحیه کاربری