منتقد: امیرحسین قوامی

وضعیت تهی، آخرین اثر داستانی امیررضا مافی که توسط انتشارات نیماژ به چاپ رسیده است. علاوه بر دارا بودن دغدغه های فکری و فلسفی نویسنده، از منظر روانشناختی نیز قابل توجه است، چرا که از همان ابتدای داستان با فضای ذهنی و درونی شخصیت اصلی آن یعنی پرویز پریزاد مواجه می شویم. نمایشنامه نویس و مدرس دانشگاهی که در نهایت بر اثر حوادث گذشته بر وی در دوران کودکی و در طول زندگی ناآرام خود( از نظر روانی) دچار گسست از واقعیت شده و ارتباط خود را با واقعیت از دست می دهد. به عبارت دیگر دچار اختلالاتی می شود که در روانشناسی از آنها تحت عنوان « سایکوز» یاد می کنیم
در این مقاله سعی شده است علاوه بر شخصیت داستان، دسته ای از اتفاقات و عناصر شکل دهنده آن نیز از نگاه روانشناختی مورد بررسی قرار گیرند تا بتوانیم این اثر را از دریچه های دیگر نیز رصد کنیم. باید توجه داشت که متن نویسنده، حوادث و رویدادها و همچنین شخصیت هایی که از درون نویسنده خلق می شوند، می توانند خود تا حدودی نشانگر شخصیت و حالات روانی وی باشند. لیکن در این نوشته تمرکز خود را صرفاً بر عناصر و شخصیت های داستان می گذاریم چرا که تحلیل روانشناختی شخص نویسنده باتوجه به متن، علاوه بر ظرافت و دشواری که دارد، مستلزم وجود و دریافت اطلاعاتی از او است که ما از آنها بی بهره ایم. پس مسلماً در چنین شرایطی اگر تحلیلی صورت پذیرد، تحلیلی ناقص و نادرست خواهد بود. اگر بخواهیم داستان وضعیت تهی را در یک جمله خلاصه کنیم، باید بگوییم: این رمان به بررسی تضاد، تقابل و حتی درهم تنیدگی حقیقت و واقعیت اشاره دارد. که این درگیری وسواس گونه فکری، به خوبی بر فضای داستان سایه انداخته. وسواس نشخوارگونه ای که نه به عنوان عامل اصلی در بروز اختلالاتی در زندگی و شخصیت پرویز، بلکه به عنوان یکی از عناصر مهم در شکل گیری این وضعیت، قابل توجه است
امیررضا مافی در داستان خود، زندگی نمایشنامه نویس و استاد دانشگاهی را به تصویر می کشد که پس از سالها معشوق «حقیقی» خود (پروانه) را در قالب «واقعیت» پیدا می کند اما از طرفی نه توان گذشتن از وی را دارد و نه می خواهد او را تصاحب کند. و این یعنی تعارض، تعارضی که به صورت ناخودآگاه در رفتار و تصمیم گیری های پرویز خود را نشان می دهد. در چنین شرایطی، از نخستین صفحه ها که وارد فضای داستانی وضعیت تهی می شویم، آشفتگی و به هم ریختگی که پرویز از آن رنج می برد را به خوبی لمس می کنیم، آشفتگی که در نوع روایت این داستان نمایان است و همچنین فرمی که نویسنده برای بیان و ابراز این فضا برگزیده، کاملاً متناسب است. حتی در بعضی قسمت ها شاهد تغییر زاویه دید می باشیم که استفاده از چنین تکنیک هایی به خوبی توانسته خواننده را همراه شخصیت خود نگه دارد
نکته قابل توجه دیگر در این رمان، تخصیص بخش هایی از داستان به شرح حوادث دوران کودکی پرویز است. حوادثی که در حدود سنین ده سالگی بر این شخص گذشته که بدون شک تأثیر عمیقی در شکل گیری وضعیت کنونی او داشته اند. برای مثال می توان به رویدادهای سخت و پر فشاری مانند دیدن چهره زنی که نصف صورتش از بین رفته، مواجهه با پیکر بی جان مادربزرگش درکنار چاه در یک شب تاریک، آتش گرفتن زنی به نام سوسن در مقابل دیدگانش، دیدن موجودات خیالی و اجنه و… که هرکدام منجر به ایجاد فشارهای روانی غیرقابل تحملی برای یک کودک می شوند اشاره کرد. که این احساسات و تجربیات ناخوشایند، توسط مکانیزم دفاعی فرد( سرکوب)  به ناخودآگاه وی رانده می شوند. ناخودآگاهی که بعدها ناظر برون ریزی آن به صورت رفتارها ، تصورات و توهمهای خشونت آمیز هستیم. مکانیسم های دفاعی، مجموعه فرایندهایی هستند که از ایگوی فرد نشأت گرفته و هدف آنها کاهش بار منفی اضطراب روانی است که بر دستگاه روان فرد وارد می شوند. باید توجه داشت که این فرایندها عمدتاً از طریق تغییر در ادراک واقعیات صورت می پذیرند که همین موضوع خود باعث بروز بسیاری از اختلالات در عملکرد روان انسان می شوند
از جمله مکانیسم های دفاعی رایجی که در این داستان هم می توانیم نمونه ای از آن را پیدا کنیم، مکانیسم دفاعی « انکار» است که در آن فرد، بخش یا بخش هایی از واقعیت را که توان مواجهه و پذیرش آن را ندارد، به طور کلی نادیده گرفته و به گونه ای رفتار می کند که انگار چنین اتفاقی  هرگز رخ نداده است. به عنوان نمونه می توانیم به صحنه ملاقات پرویز با روانپزشک اشاره کنیم که در آن پرویز به انکار گفته ها و اعمال خود یا تعبیر کردن آنها به شکلی دیگر می پردازد. ( خلاف واقعیت). و اما وقتی عمیق تر به شخصیت اصلی داستان وضعیت تهی نگاه کنیم، می بینیم که پرویز پریزاد انسان بسیار درون گرایی است که از زیست درونی خود لذت می برد و می شود گفت دچار یک نوع انزوای اجتماعی انتخابی است، تمایل زیادی به تعامل با آدمها ندارد، نمی خواهد دیگران از آنچه درون وی می گذرد مطلع شوند زیرا این امر او را مضطرب می کند به طوری که در بخشی از داستان می خوانیم که  ترس از شناخته شدن دارد، چنین فردی در روابط شخصی خود نمی تواند موفق باشد، چرا که پذیرای صمیمیت نیست و همواره بخش بزرگی از وجودش را تنها برای خود نگه داشته و نمی تواند به طور کامل خود را با دیگری سهیم شود. برای همین است که پرویز در طول سالهای زندگی خود نتوانسته رابطه موفقی داشته باشد، در قسمتی از داستان که پروانه به خانه پرویز می آید، یک توصیف استعاری، بسیار قابل توجه است و آن بخشی است که راوی، فضای خانه را توصیف می کند و به اتاقی اشاره دارد با در بسته ( اتاق که درش تخته شده است) و جلوتر از زبان پرویز می شنویم که در این اتاق، لوازم و اثاثیه قدیمی را نگه می دارد، در واقع می توانیم این اتاق در بسته را ( که در بسته بودن و سرنزدن به آن تأکید شده) (برای مثال صفحه های گرامافون خاک گرفته و …. در آن دیده می شود) استعاره ای قلمداد کنیم از درون پرویز. که پر از خاطره و گذشته و سرکوب است و تمایلی به رو به رو شدن با آنها ندارد
شخصیت پرویز، لحنی خشک و جدی دارد و همچنین حالات عاطفی او محدودند. به طوری که ممکن است او را انسانی سرد و بی احساس و گاهاً عجیب و نامتعارف بخوانند. چنین فردی از نظر روانشناختی دچار اختلال شخصیت اسکیزوئید است. علاوه بر ویژگی های گفته شده، اسکیزوئیدها بیشتر جذب مشاغل فردی و فعالیت هایی می شوند که نیاز به برخورد کمتری با آدم ها دارند، نمایشنامه نوشتن پرویز به خوبی نمایانگر این موضوع است البته که او در دانشگاه هم تدریس می کند، اما این شغل دلخواه او نیست و آرامش مورد نیاز را برای او به همراه ندارد. افراد دچار به این اختلال شخصیت، بسیار رویاپرداز و همانطور که اشاره شد، زیست درونی قدرتمندی دارند که همین موضوع خود می تواند زمینه ساز ابتکارات و خلاقیت های بدیعی باشد. برای مثال « ون گوگ» نقاش هلندی قرن نوزدهم یک فرد اسکیزوئید بوده است. اختلال شخصیت اسکیزوئید، در درجات شدید و مراحل بالا بسیار مستعد تبدیل به اسکیزوفرنی( روان گسیختگی یا روان پریشی) است. اتفاقی که بر سر پرویز پریزاد آمد و به بستری شدن وی انجامید. بیماران مبتلا یه اسکیزوفرنی علاوه بر از دست دادن ارتباط خود با واقعیت، دچار توهم ( دیداری و شنیداری) ، هذیان و اختلالات فکری می شوند، به گونه که قادر به تمرکز روی یک شئ خاص نبوده و یا نمی توانند داستانی را از اول تا آخر آن تعریف کنند
اگر چه در افراد اسکیزوئید هم ممکن است رویا پردازی تا حد توهم بروز کند، اما چنین فردی به ماهیت افکار خود آشناست و می داند که این تصورات و توهم ها واقعی نیستند، در صورتی که فرد اسکیزوفِرِن توهمات خود را واقعی شمرده و با آنها زندگی می کند.
در نهایت باید گفت امیررضا مافی در پرداخت شخصیت پرویز پریزاد تا حدود زیادی موفق عمل کرده و توانسته است کنش و واکنش های روان انسان را در شکل دهی داستان و فضای آن سهیم کند که کاری ارزشمند و کمتر بها داده شده در ادبیات داستانی معاصر فارسی است

1 دیدگاه

  1. نقد بسیار جالبی بود احسنت !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ناحیه کاربری